بخش 54 - التمثیل فی احوال المنجّم الجاهل عندالملک العالم
Toggle stanza 1بود وقتی منجّمی کانا
11
بود وقتی منجّمی کانا
همچو اهل زمانه نابینا
22
پادشاهی ورا به خدمت خواند
گاه و بیگاه پیش خود بنشاند
33
پادشا مر ورا سؤالی کرد
مشکلش از ره محالی کرد
44
پادشا زیرک و جهانبین بود
ظاهر و باطنش پر از دین بود
55
گفت روزی برای خود بگزین
رو به تقویم حال خویش ببین
66
آن زمان کت همه کمال بُوَد
کوکب نحس در وبال بُوَد
77
طالعت را همه شرف باشد
حال تو بر تو منکشف باشد
88
هیچ نکبت نباشدت پیدا
خیز و دل شادمانه پیش من آ
99
تاترا خلعتی دهم در خور
تا شود فقر و فاقهات کمتر
1010
مرد ابله برفت و روز گزید
وآنچه مقصود شاه بود ندید
1111
بامدادی بَرِ شه آمد زود
که از آن بهترینش روز نبود
1212
شاه چون دید مرد را دلشاد
صد در از رنج و غم برو بگشاد
1313
گفت در حال گردنش بزنید
بسته ویرا ز پیش من بکشید
1414
مرد دژخیم مر ورا بکشید
برد واندر زمان سرش ببرید
1515
می ندانست روز نیک از بد
بود تقلید امام او نه خرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

