بخش 18 - در صفت خلوت و تنهایی گوید
Toggle stanza 1سلوتی نیست روح را از کس
11
سلوتی نیست روح را از کس
سلوت روح خلوت آمد و بس
22
دهر بد رای و خلق بد بینند
راهت این است و مردمان اینند
33
یا به خلوت به خوش دلی تن زن
یا بر اینها نشین و جان میکن
44
کی فروشد خرد به رستهٔ جان
آب سیساله را به تایی نان
55
مگس و گربه سوی خوان پویند
سگ و زاغند کاستخوان جویند
66
گربه از بهر لقمهای خواری
میکشد با خروش و با زاری
77
گربه از بهر لقمه جور برد
ببر و شیر و پلنگ خود بدرد
88
باز شیر درنده در صحرا
گورخر را همی درد تنها
Sources
Persian text source: Ganjoor

