بخش 31 - در راستی میان جور و عدل
Toggle stanza 1از عقوبت سه حرف بیش مگیر
11
از عقوبت سه حرف بیش مگیر
با و تا را ز دیو در مپذیر
22
بر تن از راه رفق بر تن خصم
بشکن از روی خُلق گردن خصم
33
روی خندان و عفوگستر باش
بخروش و به سرزنش مخراش
44
ناصبوران چو خاک و چون بادند
صابران سال و ماه دلشادند
55
کار آن پادشا گزیده بُوَد
که حکیم و زمانه دیده بُوَد
66
فعل نیکان ملقّن نیکیست
همچو مطرب که باعث سیکیست
77
فکرت آخرست اصل بنا
نظر اوّل است تخم زنا
88
ماه را پیشه چرخ پیماییست
شاه را کار ملک پیراییست
99
ملک آلوده مرگ بستاند
ملک پالوده جاودان ماند
1010
زر آلوده کم عیار بُوَد
زر پالوده پایدار بُوَد
1111
دین بیلطف شاخ بیبارست
ملک بیقهر گنج بیمارست
1212
ملک را قهر و لطف انبازست
ورنه همچون دهل پر آوازست
1313
پنجهٔ خصم تو غرورپرست
عِرق ایمان تو سرور پرست
1414
حصن دین است ملک خاصه چنین
باز جان و روان شاهی دین
Sources
Persian text source: Ganjoor

