Toggle stanza 1
دید وقتی یکی پراگنده
1

دید وقتی یکی پراگنده

زنده‌ای زیر جامه‌ای ژنده

2

گفت این جامه سخت خُلقانست

گفت هست آنِ من چنین زانست

3

چون نجویم حرام و ندهم دین

جامه لاابد نباشدم به از این

4

هست پاک و حلال و ننگین روی

نه حرام و پلید و رنگین روی

5

چون نمازی و چون حلال بود

آن مرا جوشن جلال بود

6

درد علّت چو درد دین نبود

مرد شهوت چو مرد دین نبود

7

هنر این دارد این سرای سپنج

شره پانصدش بود کم پنج

8

عشق او چون سرِ خطا باشد

کی ترا آن ز حق عطا باشد

9

خنک آن کس کزو بدارد دست

نبود همچو ما غرورپرست

Sources

Persian text source: Ganjoor