بخش 13 - حکایت
Toggle stanza 1دید وقتی یکی پراگنده
11
دید وقتی یکی پراگنده
زندهای زیر جامهای ژنده
22
گفت این جامه سخت خُلقانست
گفت هست آنِ من چنین زانست
33
چون نجویم حرام و ندهم دین
جامه لاابد نباشدم به از این
44
هست پاک و حلال و ننگین روی
نه حرام و پلید و رنگین روی
55
چون نمازی و چون حلال بود
آن مرا جوشن جلال بود
66
درد علّت چو درد دین نبود
مرد شهوت چو مرد دین نبود
77
هنر این دارد این سرای سپنج
شره پانصدش بود کم پنج
88
عشق او چون سرِ خطا باشد
کی ترا آن ز حق عطا باشد
99
خنک آن کس کزو بدارد دست
نبود همچو ما غرورپرست
Sources
Persian text source: Ganjoor

