غزل شمارهٔ 150

Toggle stanza 1
هر کو به خرابات مرا راه نماید
1
هر کو به خرابات مرا راه نماید
زنگ غم و تیمار ز جانم بزداید
2
ره کو بگشاید در میخانه به من بر؟
ایزد درِ فردوس بَرو بر بگشاید
3
ای جمعِ مسلمانان! پیران و جوانان!
در شهر شما کس را خود مزد نباید
4
گویند: «سنایی را شد شرم به یک بار
رفتن به خرابات ورا شرم نیاید»
5
دایم به خرابات مرا رفتن از آن‌ست
کالا به خرابات مرا دل نگشاید
6
من می‌روم و رفتن و خواهم رفتن
کم‌تر غمم این‌ست که گویند نشاید

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor