غزل شمارهٔ 195
Toggle stanza 1ای جهانافروز دلبر ای بت خورشیدفش
11
ای جهانافروز دلبر ای بت خورشیدفش
فتنهٔ عشاق شهری، شمسهٔ خوبان کش
22
گاه آن آمد که از وصل تو بستانیم داد
زین جهان حیلهساز و روزگار کینهکش
33
بادهای خواهیم تلخ و مجلسی سازیم نغز
مطربی ناهیدطبع و ساقیی خورشیدفش
44
در جهان ما را کنون شش چیز باید تا بود
زخم ما بر کعبتین خرمی امروز شش
55
خانهای گرم و حریفی زیرک و چنگی حزین
ساقیِ خوب و شرابِ روشن و محبوبِ خوش
Zameen

