غزل شمارهٔ 411
Toggle stanza 1روی چو ماه داری زلف سیاه داری
11
روی چو ماه داری زلف سیاه داری
بر سرو ماه داری بر سر کلاه داری
22
خال تو بوسه خواهد لیکن هم از لب تو
هم بوسه جای داری هم بوسه خواه داری
33
زلف تو بر دل من بندی نهاد محکم
گفتم که بند دارم گفتا گناه داری
44
یکره بپرس جانا زان زلف مشکبویت
تا بر گل مورد چون خوابگاه داری
55
دل جایگاه دارد اندر میان آتش
تو در میان آن دل چون جایگاه داری
66
مست ثنای عشقست در مجلست سنایی
گر هیچ عقل داری او را نگاه داری
Sources
Persian text source: Ganjoor

