غزل شمارهٔ 273
Toggle stanza 1ما را میفگنید که ما اوفتادهایم
11
ما را میفگنید که ما اوفتادهایم
در کار عشق تن به بلاها نهادهایم
22
آهستگی مجوی تو از ماورای هوش
کاکنون به شغل بی دلی اندر فتادهایم
33
ما بیدلیم و بیدل هر چه کند رواست
دل را به یادگار به معشوق دادهایم
44
از ما بهر حدیث به آزار چون کشد
ما مردمان بی دل و بی مکر و سادهایم
55
خصمان ما اگر در خوبی ببستهاند
ما در وفاش چندین درها گشادهایم
66
گر بد کنند با ما ما نیکویی کنیم
زیرا که پاک نسبت و آزاده زادهایم
Zameen

