غزل شمارهٔ 133
Toggle stanza 1از هر چه گمان برد دلم یار نه آن بود
11
از هر چه گمان برد دلم یار نه آن بود
پندار بد آن عشق و یقین جمله گمان بود
22
آن ناز تکلف بد و آن مهر فسون بود
وان عشق مجازی بد و آن سود زیان بود
33
بر روی رقم شد شرری کز دل و جان تافت
و ز دیده برون آمد دردی که نهان بود
44
توحید من آن زلف بشولیدهٔ او بود
ایمان من آن روی چو خورشید جهان بود
55
رویی که رقم بود برو دولت اسلام
زلفی که درو مرتدی و کفر نشان بود
66
بنمود رخ و روم به یک بار بشورید
آیین بت و بتگری از دیدن آن بود
77
پس زلف برافشاند و جهان کفر پراگند
الحق ز چنان زلف مسلمان نتوان بود
88
کویی که درو پای عزیزان همه سر بود
راهی که دراو وصل نکویان همه جان بود
99
از خون جگر سیل وز دل پاره درو خاک
منزلگهش از آتش سوزان دمان بود
1010
بس جان عزیزان که در آن راه فنا شد
گور و لحد آنجا دهن شیر ژیان بود
1111
چون کعبهٔ آمال پدید آمد از دور
گفتند رسیدیم سر ره بر آن بود
1212
بر درگه تو خوار و ز دیدار تو نومید
بر خاک نشستند که افلاس بیان بود
1313
بیرون ز خیالی نبد آنجا که نظر بود
افزون ز حدیثی نبد آنجا که گمان بود
Zameen

