Toggle stanza 1
ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده
1

ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده

واقف شده بر معرفت خرقه و خورده

2

بر ظاهر خود نقش شریعت بگشادم

در باطن خود حرف حقیقت بسترده

3

با هستی خود نرد فنا باخته بسیار

صد دست فزون مانده و یک دست نبرده

4

در آرزوی کوی خرابات همه سال

اول قدم از راه خرابی بسپرده

5

ایمن شده از عمر خود و گشت شب و روز

در بی‌خردی کیسه به طرار سپرده

6

ور زان که ترا نیستی ای خواجه تمناست

هان تا نکنی تکیه بر انفاس شمرده

7

زان پیش که نوبت به سر آید تو در آن کوش

تا مردهٔ زنده شوی ای زندهٔ مرده

Sources

Persian text source: Ganjoor