غزل شمارهٔ 380
Poet: Sanai
Toggle stanza 1دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
11
دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
قالت: «رایٰ فُؤادي من هَجْرِکِ الْقیامه»
22
گفتم که: «عشق و دل را باشد علامتی هم»
قالَت: «دُموعُ عَیني لَمْ تَکْفِ بِالْعَلامه»
33
گفتا که: «می چه سازی؟» گفتم: «که مر سفر را»
قالَت: «فَمُرْ صَحیحاً بِالْخیرِ و السَّلامه»
44
گفتم: «وفا نداری» گفتا که: «آزمودی؟»
مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّب؛ حَلَّتْ بِهِ النَّدامه
55
گفتم: «وداع نایی واندر برم نگیری؟»
قالَت: «تُریدُ وَصلي سِراً و لا کَرامه»
66
گفتا: «بگیر زلفم» گفتم: «ملامت آید»
قالَت: «أَ لَسْتَ تَدري الْعِشقَ و الْمَلامه؟»
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

