غزل شمارهٔ 333

Toggle stanza 1
ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
1

ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن

در ره آزادگان بسیار ویرانی مکن

2

همره موسی و هارون باش در میدان عشق

فرش فرعونی مساز و فعل هامانی مکن

3

بی‌جمال خوب، لاف یوسف مصری مزن

بی‌فراق و درد، یاد پیر کنعانی مکن

4

در خراباتی که این گوید که فاسق شو، بشو

وندران مجلس که آن گوید مسلمانی مکن

5

پیشِ یاجوج هوا سَدِّ سکندروار باش

ور جنان جویی غلو اندر جهانبانی مکن

6

آن اشاراتی که از عشقش خبر یابی مکن

وان عباراتی که از یادش جدا مانی مکن

7

چون ز مار و مرغ و دیو و دد بمانی باک نیست

چون ز نعم‌العبد وامانی سلیمانی مکن

8

پارسی نیکو ندانی حک آزادی بجو

پیش استاد لغت دعوی زبان‌دانی مکن

9

چون مسلم زمزم و خانی ترا شد زان سپس

قصهٔ دریا رها کن مدحت خانی مکن

10

از سنایی حال و کار نیکوان بررس به جِد

مرد میدان باش تن در می ده ارزانی مکن

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor