Toggle stanza 1
ز دست مکر وز دستان جانان
1

ز دست مکر وز دستان جانان

نمیدانم سر و سامان جانان

2

ز بس کاخ شوخ داند پای بازی

شدم سرگشته و حیران جانان

3

گشاد از چشم من صد چشمهٔ خون

دو بند زلف مشک افشان جانان

4

اگر چه خود ندارد با رهی دل

هزاران جان فدای جان جانان

5

چو زلف او رخ من پر شکن باد

اگر من بشکنم پیمان جانان

6

نبیند روز عمر من دگر مرگ

اگر باشم شبی مهمان جانان

7

سنایی تا سما گردان بود هست

همیشه در خط فرمان جانان

8

بود همواره از بهر تفاخر

غلام و چاکر و دربان جانان

Sources

Persian text source: Ganjoor