غزل شمارهٔ 19
Toggle stanza 1ای همه خوبی در آغوش شما
11
ای همه خوبی در آغوش شما
قبلهٔ جانها بر و دوش شما
22
ای تماشاگاه عقل نور پاش
در میان لعل خاموش شما
33
وی امانت جای چرخ سبز پوش
بر کران چشمهٔ نوش شما
44
آهوان در بزم شیران در شکار
بندهٔ آن خواب خرگوش شما
55
آب مشک و باد عنبر برد پاک
بوی شمشاد قصب پوش شما
66
کار ما کردست در هم چون زره
جوشن مشکین پر جوش شما
77
چند خواهد گفت ما را نوش نوش
آن لب نوشین می نوش شما
88
چندمان چون چشم خود خواهید مست
ای به بی هوشی همه هوش شما
99
صد چو او در عاشقیها باشدی
همچو او حیران و مدهوش شما
1010
حلقه چون دارند بر چشمش جهان
ای سنایی حلقه در گوش شما
1111
چون سنایی عاشقی تا کی بود
با چنین یاری فراموش شما

