Toggle stanza 1
ای شده پیر و عاجز و فرتوت
1

ای شده پیر و عاجز و فرتوت

مانده در کار خویشتن مبهوت

2

داده عمر عزیز خویش به باد

شده راضی ز عیش خویش به قوت

3

متردد میان جبر و قدر

غافل از عین عزت جبروت

4

ملکوت جهان نخست بدان

پس خبر ده ز مالک ملکوت

5

مگذر از حکم «آیةالکرسی»

سنگ بفگن چو یافتی یاقوت

6

آل موسی و آل هارون را

چون ز لاهوت دان جدا ناسوت

7

نشنیدی که چون نهان گردد

سر حق با سکینه در تابوت

8

جز سنایی که داند این حکمت

با چنین حکمت سخن مسکوت

Sources

Persian text source: Ganjoor