Toggle stanza 1
روزگاریست که کان گهرند
1

روزگاریست که کان گهرند

اندرین وقت همه بی‌سنگان

2

بی‌بنان گشته همه بیداران

بیسران مانده همه سرهنگان

3

همه خردان بزرگ‌اندیشان

همه پستان دراز آهنگان

4

همه بیدستان در وقت دهش

باز گاه ستدن با چنگان

5

از چنین مردم نیکو سیرت

گوی بردند همه با رنگان

6

آنکه یک ماجره دارد در شیر

بیم از آن نیست به خانه لنگان

7

کودکان با خر و با اسب شدند

ما پیاده همه لنگان لنگان

8

فاخره دارد شیرینی و بس

تیز بر سبلت سبز آرنگان

9

هر کرا نیست سر موزه فراخ

چون من و تو بود از دلتنگان

10

هر که با شرم و حفاظست کنون

هست در خدمتشان چون گنگان

11

از سر همت و پاک اصلی خویش

ننگ می‌دارم از این بی‌ننگان

12

در خشو گادن اگر اقبالست

در ره و مذهب با فرهنگان

13

کار بس یوسف در گر دارد

تیز در ریش سحاق سنگان

Sources

Persian text source: Ganjoor