Toggle stanza 1
باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان
1

باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان

از هوای بی وفایی الغیاث ای دوستان

2

باز آتش در زد اندر جانم و آبم ببرد

باد دستی خاکپایی الغیاث ای دوستان

3

باز دیگر باره چون سنگین دلان بر ساختم

از بت چونین جدایی الغیاث ای دوستان

4

باز ناگه بلعجب وارم پس چادر نشاند

آفتابی را هبایی الغیاث ای دوستان

5

باده‌خواران باز رخ دارند زی صحرا و نیست

در همه صحرا گیایی الغیاث ای دوستان

6

بنگه هادوریان را ماند این دل کز طمع

هر دمش بینم به جایی الغیاث ای دوستان

7

جادوی فرعونیان در جنبش آمد باز و نیست

در کف موسی عصایی الغیاث ای دوستان

8

خواهد اندر وی همی از شاخ خشک و مرغ گنگ

هر زمان برگ و نوایی الغیاث ای دوستان

9

دیدهٔ روشن جز از من در همه عالم که داد

در بهای توتیایی الغیاث ای دوستان

10

از برای انس جان انس و جان ای سرفراز

مر سنایی را چو نایی الغیاث ای دوستان

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 291 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood