شمارهٔ 89
Poet: Sanai
Toggle stanza 1کسی کز کار قلاشی برو بعضی عیان گردد
کسی کز کار قلاشی برو بعضی عیان گردد
گمان او یقین گردد یقین او گمان گردد
نشانی باشد آنکس را در آن دیده که هر ساعت
نشان بینشانی را نشان او نشان گردد
به گاه دیدن از دیدن به گاه گفتن از گفتن
چو کوران بیبصر گردد چو گنگان بیزبان گردد
نهان گردد ز هر وضعی که بود آمد چه بود او را
پس آنگه از نهان گشتن بر او وضعی عیان گردد
چنان گردد حقیقت او که وصف خلق نپذیرد
به پشت خاک هامون همچو پروین آسمان گردد
اگر معروف و مشکورست در راه دل و دیده
ز معروفی و مشکوری به مهجوری نهان گردد
اگر پابست سر گردد و گر دیده بصر گردد
سنایی وار در میدان همه ذاتش زبان گردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سپهر هفتمین کانجا بسی برج روان گردد
به هر برجی خیالی ده که خورشید روان گردد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 444
زفیض عشق دلهای مخالف مهربان گردد
زآتش رشته های شمع با هم یکزبان گردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2824
اگر از پرده زلف سیه رویش عیان گردد
جهان از خنده برق تجلی گلستان گردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2825
Sources
Persian text source: Ganjoor

