غزل شمارهٔ 275
Toggle stanza 1از پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایم
11
از پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایم
نز برای طرب و لهو و فغان آمدهایم
22
عشق نپذیرد هستی و پرستیدن نفس
ما ازین معنی بی نام و نشان آمدهایم
33
تا کی از نسبت بی اصل همی لاف زنیم
کز غرور خود بی خود به زبان آمدهایم
44
مانده در بند زمانیم و زمان ما را نه
در مکانیم نه از بهر مکان آمدهایم
55
هر کسی راه ازین ره به قدم میسپرد
ما در اسپردن این راه به جان آمدهایم

