غزل شمارهٔ 652
Toggle stanza 1چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
11
چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
حضور قلب نمازست در شریعت ما
22
ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است
که پیش خلق درازست دست حاجت ما
33
نکرده ایم چو شبنم بساطی از گل پهن
چو غنچه بر سر زانوست خواب راحت ما
44
چو عنکبوت، مگس را نمی کنیم قدید
هماشکار بود جذبه قناعت ما
55
نهال خوش ثمر رهگذار طفلانیم
که برگریز بود موسم فراغت ما
66
اگر در آتش سوزان هزار غوطه خورد
صدا بلند نسازد سپند غیرت ما
77
تلاش گوشه عزلت ز تنگ خلقی هاست
وگرنه بهر خدا نیست کنج عزلت ما
88
که سرو قد ترا راه می تواند زد؟
ز جلوه تو شود نقد اگر قیامت ما
99
چراغ رهگذریم اوفتاده در ره باد
که تا به سایه دستی کند حمایت ما؟
1010
ازان به دامن صحرا شکسته ایم قدم
که عالمی شود آسوده از ملامت ما
1111
درین حدیقه گل، صائب از مروت نیست
که غنچه ماند در جیب، دست رغبت ما
Zameen

