غزل شمارهٔ 983
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: ابباشدبهترست
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1گوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر است
11
گوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر است
این صدف پر گوهر سیماب باشد بهترست
22
رتبه خوبی دو بالا می شود از چشم پاک
سرو موزون در کنار آب باشد بهترست
33
آب چشم از دامن پاکان به جایی می رسد
شمع اگر در گوشه محراب باشد بهترست
44
سرو بی حاصل اگر از جا نخیزد گو مخیز
پای چوبین در حنای خواب باشد بهترست
55
بی نیازی می شود بند زبان هرزه گو
خار دامنگیر اگر سیراب باشد بهترست
66
شبنمی کز جرعه گلها خمارش نشکند
طالب خورشید عالمتاب باشد بهترست
77
می کشد سر رشته جولان به دریا سیل را
کار عاشق با دل بی تاب باشد بهترست
88
شهپر پرواز هم باشند روشن گوهران
بستر و بالین موج از آب باشد بهترست
99
با دل روشن چه بگشاید ز تقریر زبان؟
شمع اگر خاموش در مهتاب باشد بهترست
1010
داغ ما صائب حریف چشم شور خلق نیست
جامی می در جام ما خوناب باشد بهترست

