Toggle stanza 1
منال از نقش کم گر شد قمارت بدنشین اینجا
1
منال از نقش کم گر شد قمارت بدنشین اینجا
که چشم بد به قدر نقش باشد در کمین اینجا
2
اگر خواهی که نگذارد کسی انگشت بر حرفت
به هر نقشی مده از سادگی تن چون نگین اینجا
3
کلید گنج شو، نه قفل در، ارباب حاجت را
که ماری می شود هر چین که داری بر جبین اینجا
4
شنیدی روزی آدم چه شد از خوردن گندم
به نان جو قناعت کن ز نان گندمین اینجا
5
زر بی غش ز پاکی خط پاکی در بغل دارد
نیندیشد ز دوزخ هر که گردد پاک دین اینجا
6
کمر نابسته خواهی طعمه سیل حوادث شد
مکن رخت اقامت پهن ای کوتاه بین اینجا
7
ز خامی های طینت آن قدر از پای ننشستی
که گور خویش را کردی تنور آتشین اینجا
8
به دامان تو از صحرای محشر گرد ننشیند
اگر افشانده ای گردی ز دل های غمین اینجا
9
مگر غافل شدی کز خرمن چرخ است رزق تو؟
که گردن کج کنی چون خوشه، پیش خوشه چین اینجا
10
ز تنهایی نخواهی کرد وحشت در لحد صائب
اگر پیش از اجل گردیده ای عزلت گزین اینجا

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 317 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood