غزل شمارهٔ 667
Toggle stanza 1زهی به غمزه جانسوز برق مذهبها
11
زهی به غمزه جانسوز برق مذهبها
به خنده شکرین نوبهار مشربها
22
به یک کرشمه که در کار آسمان کردی
هنوز میپرد از شوق چشم کوکبها
33
سبکروان به نهانخانه عدم رفتند
بر آستانه چو نعلین مانده قالبها
44
نه روز اختر سیار ترک ما گیرند
نه شب به خواب روند این پرنده عقربها
55
ازان به تیرگی شب خوشم که مجنون را
سیاه خیمه لیلی بود دل شبها
66
گذشتم از سر مطلب، تمام شد مطلب
حجاب چهره مقصود بوده مطلبها
77
بیا به عالم آسودگان خاک و ببین
ز دستبرد اجل پی بریده مرکبها
88
فتاد تا به ره طرز مولوی صائب
سپند شعله فکرش شده است کوکبها

