غزل شمارهٔ 596
Poet: Saib
Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: ادمیکنیمترا
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا
11
اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا
اشاره ای است که آزاد می کنیم ترا
22
تو با شکستگی پا قدم به راه گذار
که ما به جاذبه امداد می کنیم ترا
33
به دامنی که درین راه بر کمر بندی
غنی ز راحله و زاد می کنیم ترا
44
بشو به خون ز دل اندیشه رهایی را
که گر عدم شوی، ایجاد می کنیم ترا
55
درین محیط، چو قصر حباب اگر صد بار
خراب می شوی، آباد می کنیم ترا
66
به تیغ غمزه دلت را کنیم اگر صد چاک
به زلف، شانه شمشاد می کنیم ترا
77
ترا به جنت دربسته می شویم دلیل
اگر به خامشی ارشاد می کنیم ترا
88
ز شکر و شکوه مزن دم تو چون تنک ظرفان
اگر غمین و اگر شاد می کنیم ترا
99
ز مرگ تلخ به ما بدگمان مشو زنهار
که از طلسم غم آزاد می کنیم ترا
1010
فرامشی ز فراموشی تو می خیزد
اگر تو یاد کنی، یاد می کنیم ترا
1111
اگر تو چشم بپوشی ز شاهدان مجاز
غنی ز حسن خداداد می کنیم ترا
1212
اگر ز کوه غم ما گران نسازی روی
ز خرمی فرح آباد می کنیم ترا
1313
چو ماهیان مشو از یاد کرد ما غافل
وگرنه روزی صیاد می کنیم ترا
1414
اگر تو برگ علایق ز خود بیفشانی
بهار عالم ایجاد می کنیم ترا
1515
نوازشی است زبان را، نه از فراموشی است
اگر گهی به زبان یاد می کنیم ترا
1616
ندیده ایم به این لطف آدمی، چه عجب
اگر غلط به پریزاد می کنیم ترا
1717
مساز رو ترش از گوشمال ما صائب
که ما به تربیت استاد می کنیم ترا

