غزل شمارهٔ 654
Toggle stanza 1به هر ترنمی از جای می رود دل ما
11
به هر ترنمی از جای می رود دل ما
سبک رکاب چو بوی گل است محمل ما
22
زمین سینه ما درد و داغ پروردست
یکی هزار شود تخم اشک در گل ما
33
شکست آینه ما و توتیا گردید
همان خیال تو استاده در مقابل ما
44
رسیده ایم به انجام و اول سفرست
ز راه دورتر افتاده است منزل ما
55
به پیشدستی ما نیست در کرم حاتم
ز آبرو نشود تنگدست، سایل ما
66
هزار ناخن تدبیر غوطه در خون زد
نشد گشاده شود عقده های مشکل ما
77
ز سرو گلشن فردوس راست می گذریم
نهال قد تو تا پا فشرده در دل ما
88
نمی خوریم غم از هیچ رهگذر صائب
خوشا کسی که درآید به گوشه دل ما
Zameen

