Audio
Toggle stanza 1
مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
1

مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم

ز هیچ چشمه دیگر امید آب ندارم

2

بغیر دل که به دست خداست بست و گشادش

دگر امید گشایش ز هیچ باب ندارم

3

خوشم به وعده خشکی ز شیشه خانه گردون

امید گوهر سیراب ازین سراب ندارم

4

درین محیط که بی لنگرست باد مخالف

بغیر کسب هوا کار چون حباب ندارم

5

چرا خورم غم دنیا به این دوروزه اقامت؟

چو بازگشت این منزل خراب ندارم

6

در آن جهان ندهد فقر اگر نتیجه، در اینجا

همین بس است که پروای انقلاب ندارم

7

دلیل قطع امیدست آرمیدگی من

ز نارسایی این رشته پیچ و تاب ندارم

8

مبین به موی سفیدم، که همچو صبح بهاران

درین بساط به جز پرده های خواب ندارم

9

ترا که هست می ازماهتاب روی مگردان

که من زدست تهی روی ماهتاب ندارم

10

درین ریاض من آن شبنم سیاه گلیمم

که روی گرم توقع ز آفتاب ندارم

11

مرا ز روز حساب ای نفس دراز مترسان

که خود حسابم و اندیشه حساب ندارم

12

مساز روی ترش از نگاه بی غرض من

که همچو نامه بی مطلبان جواب ندارم

13

ز فکر صائب من کاینات مست و خرابند

چه شد به ظاهر اگر در قدح شراب ندارم

Audio

0:000:00

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor