غزل شمارهٔ 6378
Toggle stanza 1یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن
11
یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن
یا عاقلانه ترک در می فروش کن
22
چون می درین دو هفته که محبوس این خمی
سرجوش زندگانی خود صرف جوش کن
33
بسیار نازک است سخن های عاشقان
بگذار گوش را و سرانجام هوش کن
44
چون صبح در پیاله زرین آفتاب
خونابه ای که می دهد ایام نوش کن
55
از بی قراری تو جهان است پر خروش
این بحر را به لنگر تمکین خموش کن
66
زان پیشتر که خرج کند گفتگو ترا
پهلو تهی ز صحبت این خودفروش کن
77
از روی تلخ توست چنین مرگ ناگوار
این زهر را به جبهه واکرده نوش کن
88
وصل گل از ترانه شب عندلیب یافت
زنهار در کمینگه شبها خروش کن
99
از نافه می توان به غزال ختن رسید
جان را فدای مردم پشمینه پوش کن
1010
ساقی صبوح کرده ز میخان می رسد
صائب وداع صبر و دل و عقل و هوش کن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
0:000:00
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor

