غزل شمارهٔ 266
Toggle stanza 1ناامیدی بر دهد اشکی که میباریم ما
11
ناامیدی بر دهد اشکی که میباریم ما
رزق قانون میشود تخمی که میکاریم ما
22
هر که پا کج میگذارد ما دل خود میخوریم
شیشهٔ ناموس عالم در بغل داریم ما
33
در شکار شوخچشمان دست و پا گم میکنیم
ور نه آهو را به دام خویش میآریم ما
44
در کف عشقیم عاجز، ور نه در میدان رزم
شیرمردان را به مژگان جبهه میخاریم ما
55
نیست صائب قسمت کوتاهبینان هوس
آن چه از چشم سیاهش در نظر داریم ما
Zameen

