Toggle stanza 1
گرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدا
1
گرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدا
نیستند اما به وقت گیر و دار از هم جدا
2
مستی و مخموری از هم گرچه دور افتاده‌اند
نیست در چشم تو مستی و خمار از هم جدا
3
لرزد از بیم جدایی استخوانم بند بند
هر کجا بینم فلک سازد دو یار از هم جدا
4
نشأه و می را نماید با کمال اتحاد
از نگاهی چشم شور روزگار از هم جدا
5
یک دل صد پاره آید عارفان را در نظر
گرچه باشد برگ برگ لاله‌زار از هم جدا
6
سر به یک جا می گذارد این دو راه مختلف
می‌نماید گر به صورت زلف یار از هم جدا
7
متحد گردند با هم چشم چون بر هم نهند
هست اگر جان‌های روشن چون شرار از هم جدا
8
از دل روشن، علایق را شود پیوند سست
ماه می‌سازد کتان را پود و تار از هم جدا
9
چند باشیم از حجاب عشق و استغنای حسن
در ته یک پیرهن، ما و نگار از هم جدا؟
10
آشنایی‌های ظاهر پرد‌هٔ بیگانگی است
آب و روغن هست در یک جویبار از هم جدا
11
غافلی از پشت و روی کار صائب ورنه نیست
چون گل رعنا خزان و نوبهار از هم جدا

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor