غزل شمارهٔ 534
Toggle stanza 1از گلستان نشود غنچه دل باز مرا
11
از گلستان نشود غنچه دل باز مرا
پنجه سرو بود چنگل شهباز مرا
22
می توان ناله شنید از کف خاکستر من
نشود سوختگی سرمه آواز مرا
33
پرده ساز شود نه فلک از ناله من
ندهد سرمه گر آن چشم فسونساز مرا
44
زحمت آینه من مده ای روشنگر
دل سیه می شود از منت پرداز مرا
55
آخرالامر عنانداری من خواهد کرد
شهسواری که عنان داد ز آغاز مرا
66
دفتر بال و پرش طعمه مقراض شود
آن که افکند ز سر رشته پرواز مرا
77
صبر چندان که در خانه به رویم بندد
کشش دل کشد از خانه برون باز مرا
88
گوش بر بانگ هم آواز ندارم صائب
بس بود ز اهل سخن خامه هم آواز مرا
Zameen

