غزل شمارهٔ 264
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: اممیبندیمما
Poetic form: Ghazal
Reciter: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1نه ز خامی نقش ها را خام می بندیم ما
11
نه ز خامی نقش ها را خام می بندیم ما
پرده بر چشم بد ایام می بندیم ما
22
دیده خونخوار ما را نیست سیری از شکار
خاکساری را به خود چون دام می بندیم ما
33
فیض بالادست مینا را طلب در کار نیست
چون لب ساغر، لب از ابرام می بندیم ما
44
می شود همچون فلاخن شهپر پرواز ما
سنگ اگر بر جان بی آرام می بندیم ما
55
مطلب ما بی دلان از چشم بستن خواب نیست
در به روی آرزوی خام می بندیم ما
66
گرچه زخم صبح از خورشید میگردد زیاد
رخنه خمیازه را از جام می بندیم ما
77
در به روی گفتگو، هر چند باشد دلپذیر
با زبان چرب چون بادام می بندیم ما
88
در ره افتادگی از ما کسی در پیش نیست
نقش بر روی زمین هر گام می بندیم ما
99
تیغ را دندانه می سازد سپر انداختن
از دعا دایم راه دشنام می بندیم ما
1010
بستگی کفرست در آیین ما آزادگان
می شود زنار اگر احرام می بندیم ما
1111
نیست صائب چون شرر ما را به جان دلبستگی
چشم در آغاز از انجام می بندیم ما

