Toggle stanza 1
من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
1
من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
بحر من ساحل نخواهد گشت، در جوشم گذار
2
گفتگوی توبه می ریزد نمک در ساغرم
پنبه بردار از سر مینا و در گوشم گذار
3
از خمار می گرانی می کند سر بر تنم
تا سبک گردم سبوی باده بر دوشم گذار
4
کرده ام قالب تهی از اشتیاقت عمرهاست
قامت چون شمع در محراب آغوشم گذار
5
گر به هوشیاری حجاب حسن مانع می شود
در سرمستی سری یک بار بر دوشم گذار
6
شرح شبهای دراز هجر از زلف است بیش
پنبه ای بر لب از آن صبح بنا گوشم گذار
7
می چکد چون شمع صائب آتش از گفتار من
صرفه در گویایی من نیست، خاموشم گذار

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor