غزل شمارهٔ 528
Toggle stanza 1سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا
11
سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا
صحبت پیر خرابات جوان کرد مرا
22
حلقه کعبه ازو نعل در آتش دارد
آن که سرگشته تر از ریگ روان کرد مرا
33
خانه بر دوش تر از ابر بهاران بودم
لنگر درد تو چون کوه گران کرد مرا
44
بسته بودم نظر از هر چه درین عالم هست
چشم عاشق نگه او نگران کرد مرا
55
گل روی سبد فصل بهاران بودم
آه بی برگ تر از نخل خزان کرد مرا
66
دو زبانی چو الف در دل من راه نداشت
غمزه موی شکافت دو زبان کرد مرا
77
من نه آنم که گران بر دل موری باشم
ناز در چشم تو چون خواب، گران کرد مرا
88
دل صد پاره و لخت جگر و دانه اشک
فارغ از نعمت الوان جهان کرد مرا
99
صائب افسردگی توبه درین فصل بهار
سرد هنگامه تر از فصل خزان کرد مرا

