غزل شمارهٔ 4124
Toggle stanza 1نه آسمان سبو کش میخانه تواند
11
نه آسمان سبو کش میخانه تواند
در حلقه تصرف پیمانه تواند
22
چندان که چشم کار کند در سواد خاک
مردم خراب نرگس مستانه تواند
33
گردنکشان شیشه وافتادگان جام
در زیر دست ساقی میخانه تواند
44
نه آسمان ز طاق بلند تو شیشه ای است
این خاک طینتان همه پیمانه تواند
55
آن خسروان که روز بزرگی کنند خرج
چون شب شود گدای در خانه تواند
66
جمعی کز آشنایی عالم بریده اند
در جستجوی معنی بیگانه تواند
77
ما خود چه ذره ایم که خورشید طلعتان
با روی آتشین همه پروانه تواند
88
آزادگان که سر به فلک در نیاورند
در آرزوی دام تو ودانه تواند
99
صائب بگو که پرده شناسان روزگار
از دل تمام گوش به افسانه تواند
Audio
0:000:00
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor

