غزل شمارهٔ 954
Toggle stanza 1روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
11
روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
شمع در فانوس از پروانه خودکام ماست
22
چشم تا وا کرده ایم، از خویش بیرون رفته ایم
نقطه آغاز ما همچون شرر انجام ماست
33
از زبان شکوه ما عیش عالم تلخ شد
تلخی کام شکر از تلخی بادام ماست
44
ما که در بیت الحرام بیخودی داریم روی
بادبان کشتی می جامه احرام ماست
55
جای حیرت نیست صائب گر زمین گیرست دل
سالها شد زیر سنگ از آرزوی خام ماست

