غزل شمارهٔ 325
Poet: Saib
Metre: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
Rhyme: اریمیشودپیدا
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1هَزاران همچو بلبل هر بهاری میشود پیدا
11
هَزاران همچو بلبل هر بهاری میشود پیدا
نواسنجی چو من در روزگاری میشود پیدا
22
گرفتم سهل سوز عشق را اول، ندانستم
که صد دریای آتش از شراری میشود پیدا
33
تو از سوز جگر پیمانهای چون لاله پیدا کن
که از هر پارهسنگی چشمهساری میشود پیدا
44
ز فیض خاکساری دانه نخل پایداری شد
تو گر از پا درآیی شهسواری میشود پیدا
55
من آن وحشیغزالم دامن صحرای امکان را
که میلرزم ز هر جانب غباری میشود پیدا
66
اگر خود را نبیند در میان مستغرقِ دریا
به هر موجی که آویزد، کناری میشود پیدا
77
مجو حسن عمل از کاروان ما تهیدستان
که پیش ما دلِ امیدواری میشود پیدا
88
ز دست رشک هر داغی که پنهان در جگر دارم
به صحرا گر بریزم لالهزاری میشود پیدا
99
اگرچه شیرم اما بیتأمل میدهم میدان
ز هر جانب که طفل نی سواری میشود پیدا
1010
وفا خار ره است، ارنه برای آشیان ما
به هر گلشن که باشد، مشت خاری میشود پیدا
1111
ز جوش لاله خاک کوهکن کان بدخشان شد
برای بیکسان شمع مزاری میشود پیدا
1212
سبکرو جای خود وا میکند در سنگ اگر باشد
چو آب افتاد در ره، جویباری میشود پیدا
1313
اگرچه آتش نمرود دارد خشم در ساغر
ولی از خوردنش در دل بهاری میشود پیدا
1414
اگر آلوده درمان نسازی درد را صائب
ز بیماری همان بیمارداری میشود پیدا

