Toggle stanza 1
آنچنان عشق تو بدخوی برآورد مرا
1
آنچنان عشق تو بدخوی برآورد مرا
که تسلی به دو عالم نتوان کرد مرا
2
منم آن داغ که از صبح ازل پرورده است
در سراپرده دل، عشق جوانمرد مرا
3
تلخی مرگ به کامم می لب شیرین است
بس که کرده است جهان حادثه پرورد مرا
4
نیست اندیشه ام از خواب عدم، می ترسم
که فراموش شود چاشنی درد مرا
5
عرق غیرت پیشانی خورشیدم من
نفس صبح قیامت نکند سرد مرا
6
در بیابان توکل منم آن خار یتیم
که به صد خون جگر آبله پرورد مرا
7
گر چو خورشید به خود تیغ زنم معذورم
طرفی نیست درین عالم نامرد مرا
8
گل نچیدم به امید ثمر از یار و فلک
بازیی کرد که از هر دو برآورد مرا
9
بود هر ذره من در کف بادی صائب
سالها گشت فلک تا به هم آورد مرا

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor