دو چیز محال عقل است: خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.
قضا دگر نشود ور هزار ناله و آه
به کفر یا به شکایت برآید از دهنی
فرشتهای که وکیل است بر خزاین باد
چه غم خورد که بمیرد چراغ پیرزنی
Two things are contrary to reason: to enjoy more than is decreed and to die before the time appointed.
Fate will not change by a thousand laments and sighs, By thanks or complaints, issuing from the mouth. The angel appointed over the treasures of wind Cares not if the lamp of a widow dies.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کشان دل تو به سوی گلی و نسترنی
من و شکسته دلی و هوای سیم تنی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1973
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 477
ز من مدار توقع سخن از انجمنی
که نیست باعث گفتار چشم خوش سخنی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6876
اگر تو میلِ محبّت کنی و گر نکنی
من از تو روی نپیچم که مُستحبِّ منی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 603

