شمارهٔ 5
Poet: Saadi
Toggle stanza 1چشم تو طلسم جاودانست
11
چشم تو طلسم جاودانست
یا فتنهٔ آخرالزمانست
22
تا چشم بدی به زیر بنهد
دیگر به کرشمه در نهانست
33
ما را به کرشمه صید کردست
چشمت که چو چشم آهوانست
44
با لشکر غمزهٔ تو در شهر
( ... ) الامانست
55
پیکان خدنگ غمزهٔ تو
شک نیست که زهر بیکمانست
66
از لعل لب شکرفشانت
یک بوسه به صد هزار جانست
77
ارزان شده است بوسهٔ تو
ارزان چه بود که رایگانست
88
هستم همه ساله دست بر سر
چون پای فراق در میانست
99
گویند صبور باش سعدی
این کار به گفت دیگرانست
Zameen

