بخش 38 - گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر
Toggle stanza 1میان دو بدخواه کوتاه دست
11
میان دو بدخواه کوتاه دست
نه فرزانگی باشد ایمن نشست
22
که گر هر دو باهم سگالند راز
شود دست کوتاه ایشان دراز
33
یکی را به نیرنگ مشغول دار
دگر را برآور ز هستی دمار
44
اگر دشمنی پیش گیرد ستیز
به شمشیر تدبیر خونش بریز
55
برو دوستی گیر با دشمنش
که زندان شود پیرهن بر تنش
66
چو در لشکر دشمن افتد خلاف
تو بگذار شمشیر خود در غلاف
77
چو گرگان پسندند بر هم گزند
بر آساید اندر میان گوسفند
88
چو دشمن به دشمن بود مشتغل
تو با دوست بنشین به آرام دل

