بخش 10 - حکایت

Toggle stanza 1
یکی گربه در خانهٔ زال بود
1
یکی گربه در خانهٔ زال بود
که برگشته ایام و بدحال بود
2
دوان شد به مهمان‌سرای امیر
غلامان سلطان زدندش به تیر
3
چکان خونش از استخوان، می‌دوید
همی گفت و از هول جان می‌دوید
4
اگر جستم از دست این تیرزن
من و موش و ویرانهٔ پیرزن
5
نیرزد عسل، جان من، زخم نیش
قناعت نکوتر به دوشاب خویش
6
خداوند از آن بنده خرسند نیست
که راضی به قِسم خداوند نیست

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor