بخش 10 - حکایت
Toggle stanza 1یکی کرد بر پارسایی گذر
11
یکی کرد بر پارسایی گذر
به صورت جهود آمدش در نظر
22
قفایی فرو کوفت بر گردنش
ببخشید درویش پیراهنش
33
خجل گفت کانچ از من آمد خطاست
ببخشای بر من، چه جای عطاست؟
44
به شکرانه گفتا به سر بیستم
که آنم که پنداشتی نیستم
55
نکو سیرت بی تکلف برون
به از نیکنام خراب اندرون
66
به نزدیک من شبرو راهزن
به از فاسق پارسا پیرهن

