بخش 13 - حکایت

Toggle stanza 1
کسی گفت حجاج خون‌خواره‌ای است
1
کسی گفت حجاج خون‌خواره‌ای است
دلش همچو سنگ سیه پاره‌ای است
2
نترسد همی ز آه و فریاد خلق
خدایا تو بستان از او داد خلق
3
جهاندیده‌ای پیر دیرینه زاد
جوان را یکی پند پیرانه داد
4
کز او داد مظلوم مسکین او
بخواهند و از دیگران کین او
5
تو دست از وی و روزگارش بدار
که خود زیر دستش کند روزگار
6
نه بیداد از او بهره‌مند آیدم
نه نیز از تو غیبت پسند آیدم
7
به دوزخ برد مدبری را گناه
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه
8
دگر کس به غیبت پیش می‌دود
مبادا که تنها به دوزخ رود

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor