شمارهٔ 63
Poet: Rudaki
Toggle stanza 1وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر
وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر
... یر
دوستا، آن خروشِ بربط تو
خوشتر آید به گوشم از تکبیر
زاری زیر و این مدار شگفت
گر ز دشت اندر آورد نخجیر
تن او تیر، نه زمان به زمان
به دل اندر همی گذارد تیر
گاه گریان و گه بنالد زار
بامدادان و روز تا شبگیر
آن زبانآور و زبانش نه
خبر عاشقان کند تفسیر
گاه دیوانه را کند هشیار
گه به هشیار برنهد زنجیر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شد به زلفش دل شکسته اسیر
رب سهل علیه کل عسیر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 446
دل منه بر جهان که دور بقا
میرود همچو سیل سر در زیر
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 142
مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی. مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آن که ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رای منسوب گردد.
ندهد هوشمند روشنرای
SaadiGolestanباب هفتم در تأثیر تربیتحکایت شمارهٔ 14
Sources
Persian text source: Ganjoor

