بخش 68 - دیدن شیرین و سخن گفتن با او
Poet: Nizami
Metre: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
Poetic form: Masnavi
Reciter: فاطمه زندی
Toggle stanza 1چو خسرو دید ماه خرگهی را
11
چو خسرو دید ماه خرگهی را
چمن کرد از دل آن سرو سهی را
22
بهشتی دید در قصری نشسته
بهشتیوار در بر خَلق بسته
33
ز عشق او که یاری بود چالاک
ز کرسی خواست افتادن سوی خاک
44
به عیاری ز جای خویش برجست
برابر دست خود بوسید و بنشست
55
زبان بگشاد با عذری دلآویز
ز پرسش کرد بر شیرین شکرریز
66
که دایم تازه باش ای سرو آزاد
سرت سبز و رخت سرخ و دلت شاد
77
جهان روشن به روی صبحخندت
فلک در سایهٔ سرو بلندت
88
دلم را تازهکرد این خرمیها
خجلکردی مرا از مردمیها
99
ز گنج و گوهر و منسوج و دیبا
رهم کردی چو مهد خویش زیبا
1010
ز نعلکهای گوش گوهرآویز
فکندی لعلها در نعل شبدیز
1111
ز بس گوهر که در نعلم کشیدی
به رخ بر رشتهٔ لعلم کشیدی
1212
همین باشد نثارافشان کویَت
به رویَت شادم ای شادی به رویَت
1313
به من درساختی چون شهد با شیر
ز خدمتها نکردی هیچ تقصیر
1414
ولی در بستنت بر من چرا بود؟
خطا دیدم نگارا یا خطا بود؟
1515
زمینوارم رها کردی به پستی
تو رفتی چون فلک بالا نشستی
1616
نگویم بر توام بالاییای هست
که در جنس سخن رعناییای هست
1717
نه مهمان توام؟ بر روی مهمان
چرا در بایدت بستن بدینسان؟
1818
نشاید بست در بر میهمانی
که جز تو نیستش جان و جهانی
1919
کریمانی که با مهمان نشینند
به مهمان بهترک زین باز بینند
2020
مگر ماهی تو یا حور ای پریوَش؟
که نزدیکت نباشد آمدن خوَش؟

