غزل شمارهٔ 177
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1چشمت که میان خواب نازست
11
چشمت که میان خواب نازست
یا رب که چه شوخ و دلنوازست
22
هر لحظه ز نیش غمزه تو
صد رخنه به روزه و نمازست
33
خونها همه خورد، این چه شکل است؟
دلها همه برد، این چه نازست؟
44
محمود به خاک شد هنوزش
دل سوی کرشمه ایازست
55
شبها غم خود به شمع گویم
کو نیز ز محرمان رازست
66
سوزنده کسیم نیست جز شمع
کان سوخته سر گدازست
77
فریاد رسی که در همه وقت
بر غمزدگان در تو بازست
88
جانا، تو به خواب شو که مستی
افسانه عاشقان درازست
99
سوز دل و آب چشم خسرو
بپذیر که از سر نیازست
Sources
Persian text source: Ganjoor

