غزل شمارهٔ 795
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1مردمی نرگس او می داند
11
مردمی نرگس او می داند
جادویی غمزه او می خواند
22
زلف او پهلوی خال لب او
گویی از شهد مگس می راند
33
کار عاشق که چو ما باریک است
همه زان زلف همی پیچاند
44
شیوه غمزه تو بدخویی ست
همه آفاق نکو می داند
55
گر دلم بستد، و گر باز دهد
صد دیگر ز کسان بستاند
66
خسرو از بهر دو بوسه پیشت
نیست زر، لیک سری افشاند
Sources
Persian text source: Ganjoor

