غزل شمارهٔ 571
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Metre: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
Rhyme: اریرانشاید
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1سر زلف تو یاری را نشاید
11
سر زلف تو یاری را نشاید
که دشمن دوست داری را نشاید
22
اگر چه زلفت آرد تاب بازی
ولی باد بهاری را نشاید
33
دلا، خود را به چشم او مده، زانک
مقام استواری را نشاید
44
حریفش بوده ام شب مگری، ای چشم
که این شربت خماری را نشاید
55
به جان کندن رها کن نیم کشته
که این تن زخم کاری را نشاید
66
خرابم کرد چشمت، راست گفتند
که ترک مست یاری را نشاید
77
مران از در که خسرو بنده تست
عزیزش کن که خواری را نشاید
Sources
Persian text source: Ganjoor

