بخش 1 - باسم الملک الوهاب
Toggle stanza 1ای داده به دل خزینهٔ راز
11
ای داده به دل خزینهٔ راز
عقل از تو شده خزینه پرداز
22
ای دیده گشای دوربینان
سرمایه دهٔ تهی نشینان
33
ای تو به همین صفت سزاوار
نام تو گره گشای هر کار
44
ای جلوه گر بهار خندان
بینا کن چشم هوشمندان
55
ای جان به جسد فگندهای تو
هرکس که به جز تو، بندهٔ تو
66
اندیشه بهر بلندی و پست
بگذشت و نزد به دامنت دست
77
پس در ره تو ز تیزهوشی
بیهوده بود سخن فروشی
88
آن به که زنیم سر، خرد را
اقرار کنیم عجز خود را
99
با تو نه سخن رفیع سازیم
نادانی خود شفیع سازیم
1010
داننده تویی بهر چه رازست
سازنده تویی بهر چه سازست
1111
کاری که خرد صلاح آن جست
موقوف به کار سازی تست
1212
قفل همه را کلید بر تو
پنهان همه پدید بر تو
1313
لطف تو انیس مستمندان
قهر تو هلاک زورمندان
1414
گر لطف کنی و گر کنی قهر
در هر دو بود ز مرحمت بهر
1515
همواره در تو جای من باد
توفیق تو رهنمای من باد
Sources
Persian text source: Ganjoor

