غزل شمارهٔ 1005
Toggle stanza 1خوش آن شب که چشمم بر آن نای بود
11
خوش آن شب که چشمم بر آن نای بود
مژه هر زمان اشک پالای بود
22
بیا، ای جهان، بر سر من بگرد
که این سر شبی زیر آن پای بود
33
تنم بر در دوست پامال گشت
چه تدبیر چون خاک آن جای بود؟
44
شب دوش هم بد نبود از خیال
اگر چه دراز و غم افزای بود
55
زمی های دوشینه مستم هنوز
میی کز دو چشم جگرزای بود
66
بگویم چه خوش داشت وقت مرا
سرودی که از ناله و وای بود
77
بکش زارم،ای عشق، کان دل نماند
که صبر مرا کارفرمای بود
88
بیفتاد چندین دل خلق دی
که شانه تراگیسوافزای بود
99
یکی کار زان لب دریغم مدار
که تا بود خسرو شکرخای بود
Sources
Persian text source: Ganjoor

